الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
273
الغدير ( فارسى )
- اينان ميوهء كرامت و بزرگوارى را در باغسار آرزو چيدهاند و آرمان و آرزوشان بدين جهت به كمال رسيده است . - اينان به درجهاى رسيدهاند كه در هرفضيلتى پيشگام گشته و به مقامات ارزندهاى رسيدهاند كه هيچ آرزومندى بدان پايه نرسيده است . - اينان با ديدهء بصيرت و به نيروى ايمان ، حوران بهشتى را ديده و در پهنهء آرزو و اميد ، بدانان و اصل گشتهاند . - ارواح پاكباختهاى را نثار راه حق كردهاند كه مرگ را عين سعادت و آسايش مىدانند و در بهشت برين مسكن گزيدهاند . - تا آنجا كه اقتضا داشت ، حق وفادارى به حسين را براستى ادا كردند و چنين ياران وفادارى اندكند . - آوخ كه بدنهاى بىجان اين پاكان در پيشگاه امامشان بر زمين افتاده و بادهاى سخت بر آنها دامن گسترده بود . - اين تنهاى برهنه ، از گرد و خاك نبرد كفنپوش بودند و خون سينههاشان به عوض آب فرات اندامشان را غسل مىداد . - از آن گروه ياران ، جز خود امام و حضرت زين العابدين عليهما السّلام كه بيمار بود ، كسى بر جاى نمانده بود . - سرانجام ، در حالى كه امام در خاك و خون غوطهور بود ، همهء اطرافيان و كسانش نيز پيرامون او نقش زمين شده بودند . آرى ، آن كس كه با فرومايگان درآويزد ، به ظاهر اين چنين گزند مىبيند . - امام آنچنان علىوار بر دشمنان حمله كرد كه از هيبت آن ، كوههاى بلند متلاشى مىشود . - سوار بر مركبى خونآلود بود كه شكوهى داشت و نگاه بلند دلاوران ، نعل پاى آن مركب محسوب مىشد كه خاك پاى او را توتياى چشم مىكردند . - او زرهى آبگيرگونه بر تن و تيغى كه نيزههاى بلند را مىمانست ، در كف داشت .